آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

نوار مغز و حال داغون مامانی و بابایی

1392/12/2 9:58
نویسنده : شهرزاد
1,014 بازدید
اشتراک گذاری

میدونستم

حس ششمم بهم گفته بود که نوارت خوب نیست

ولی فکر میکردم کمی آب نورمال باشه

اینکه نوار کاملا خراب باشه خیلی داغونم کرد

مثل همیشه مطب شلوغ بود

حال منم خیلی بد بود

حسابی ترافیک بود و همش درحال عق زدن بودم

مطب هم رسیدم بخاطر شلوغی اونجا همش حالت تهوع داشتم

شهرام اصرار کرد برو تو ماشین

یه چنددقیقه ای تو ماشین نشستم

اما دلم طاقت نیاورد

روسری رو جلوی صورتم گرفتم رفتم داخل

شهرام داروی انیتا رو داده بود خوابش برده بود بچم بیحال بود رو دست شهرام درحال خوابیدن

چقدر دلم میخواست باز بشینم کف مطب و زار زار گریه  کنم

به حال انیتا و بچه هایی که اونجا بودنو حالشون خوب نبود

یه آقایی با تیپ شیک و جوون اونجا بود که  یه بچه حول و حوش 6 ساله فلج مغزی تو بغلش بود

داشت با منشی حرف میزد کفش پسرش افتاد

یه اقایی کنارش ایستاده بود به روی خودش نیاورد

رفتم از زیرپاش برداشتم به پدرش دادم

دلم سوخت

آتیش گرفتم

مادر بچه بخاطر شرایط طلاق گرفته بود

پدر مونده بود و یه بچه سی پی

منشی دکتر صدام کرد و گفت دگتر میگه نوارش خوب نیست

فردا برو با دکتر حسینی تو بیمارستان صحبت کن بذاره تو لیست شیرخشک

اینو گفت و من دیگه بدنم بی حس شده بود

میدونستم دوباره باید رژیم رو شروع کنیم

اخه چطوری میشه

به بچه

مواد قندی ،نشاسته ای

برنج و نون و.... نداد

ای خدا

بچم این چندوقته بخاطر خوردن غذای متنوع خیلی خوشحال بود

اما دوباره باید شروع کرد

با حالی نزار اومدم به شهرام گفتم

قبل اینکه نوار رو دکتر ببینه خودم نگاه کردمو بهش گفتم

امروز زنگ زدم دکتر حسینی

گفت شنبه بیا

شنبه برم کلی میخوام با دکتر درمورد آنیتا صحبت کنم

 

دوست ندارم عید پارسال

دوباره تکرار شه

این چندوقته منو و شهرام همش خوابای بد میبینیم

 

 

امسال یه روز  بعد از سال تحویل

میرم بیمارستان

برای بچه ها عروسک میبرم

زخم کهنه ای هم که از عید پارسال دارم

اینجوری شاید مرحم ببخشم

 بتونم با مامانا هم همدردی کنم

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

الهام مامان علیرضا
2 اسفند 92 22:55
شهرزاد عزیزم خدا هست مراقب همه مون هست خواب های بدی که می بینی نتیجۀ فکرهای بدیه که می کنی فکر خوب کن عزیزم این طوری برای نی نی تو راهت هم خوبه تصمیم خوبی گرفتی و خوب شد که این جا هم گفتی تا ما هم به فکر این کار پسندیده باشیم شک نکن که مشکلی پیش نمیاد و شما تو خونه تون سر سفرۀ هفت سین می شینید
شهرزاد
پاسخ
مرسی عزیزم برام خیلی دعا کن حالم اصلا خوب نیست
دنیز
3 اسفند 92 0:31
سلام عزیزم خیلی ناراحت شدم...انشالله که همه چی رو به راه میشه.امیدتو از دست نده.به خدا توکل کن....از ته دلت خدا رو صدا بزن خدا هیچ وقت فریاد کسی رو بیجواب نمیزاره
شهرزاد
پاسخ
اره عزیزم حتما همینطوره من این مدت با انیتا همیشه با دل شکسته دعا کردم اما اینکه خدا استجابت نمیکنه رو نمیدونم از جمله های زیباتم ممنون
دنیز
3 اسفند 92 0:35
گاهی گمان نمی کنی , ولی میشود گاهی نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود...
یه مامان
3 اسفند 92 13:29
برا انیتا فقط دعا میکنم .........خودتو ناراحت نکن خیلی سخته میفهمم با اینکه اصلا نمیشناسمت ولی همش تو یادتم دوست دارم کمکت کنم ولی از دستم کاریساخته نیست جز دعا کردن
شهرزاد
پاسخ
مرسی عزیزم همینکه دعامون کنی کافیه چقدر زیباست بعضی از بستگان البته به غیر از پدر و مادر و خواهرم به روی مبارکشون نمیارن اما یه فردی که مارو هم نمیشناسه دوست داره کاری برامون انجام بده مرسی گلم
مامان دوفرشته
3 اسفند 92 14:50
قربون آنیتابرم ایشالله که عیدامسال بهترین عیدمیشه
شهرزاد
پاسخ
فک نکنم
منيژه
7 اسفند 92 17:46
الهي عزيزم ميفهمم چي ميكشي عكس آنيتا رو كه مي بينم دلم آتيش ميگيره اشكم سرازير مي شه خدايا به جبروتت به اين بچه ها سلامتي عطا كن به مادر و پدراشون رحم كن، پدر و مادرايي كه به تو اميد بستن و فقط اشك مرحم دردهاشونه ام من يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء يا من اسمه دعا و ذكره شفا ارحم من راس ماله رجا و سلاحه البكا
شهرزاد
پاسخ
ممنون عزیزم
مامان یاسمن و محمد پارسا
7 اسفند 92 17:50
فدایاون صورت ماهت عزیزم نمی دونم چی بگم مامان
رها
12 اسفند 92 14:04
سلام مامان انیتا من براتون یه بار پیغام خصوصی گذاشتم فکر کنم ندیدین سرتون شلوغه همیشه میام نوشته هاتو میخونم و اعصابم میریزه بهم ولی همش دوست دارم بیام وببینم چی میشه ایا حال انیتا خوب میشه ,خیلی کنجکاو شدم دست خودم نیست یه سوال داشتم تو این پستتون گذاشتین میرین بیمارستان برا بچه ها عروسک میبرین منم دوست دارم اینکارو کنم میشه بهم بگین چجوری باید اینکارو بکنم و کدوم بیمارستان
شهرزاد
پاسخ
عزیزم من میرم بیمارستان مرکز طبی کودکان دقیقا جنب بیمارستان امام خمینی میشه اگه خواستی میتونیم با هم بریم اخه منم تعدادم کمه چون پارسال عید یادمه دو تا از بخشا باهم ادغام شده بود همش میترسم به یه بچه نرسه اگه خواستی شمارتو بذار با هم بریم
مامان بهادر
12 اسفند 92 16:37
ای جانم فدای فرشته مهربونت بشم شک نکن که بهترین مادری خداوند همیشه یار و یاورت
شهرزاد
پاسخ
لطف داری عزیزم بووووووووووووووووس
مامان تینا
13 اسفند 92 15:50
آنیتا تو یه فرشته ایی ، یه فرشته بی همتا ، میدونستی خاله؟
lمرجان
19 اردیبهشت 93 17:00
این دختر خیلی معصومه خدایا نگهدارش باش مادر عزیز صبور باش خدا خیلی بزرگه باور کن دلم اتیش میگیره میبینمش به امید پایان غمها و طلوع شادیها
شهرزاد
پاسخ
مرسی مرجان جان اره دقیقا انیتا خیلی مظلومه و همین ادم رو اذیت میکنه.
حمیده
12 دی 93 19:18
عزیزم نگران نباش اصلا..وقتی اامییدت ب خدا هست دیگه جای نگرانی نیس...انشاالله ک همیشه امیدوار باشی و روزی رو ببینی ک دخملتون خوب خوب شده...